تصوير روز
| بحران انسانیت در جهان ماشینی |
موضوع مقاله: مااز پلی به واسطه گذشتگان عبور کردیم که آیندگان به واسطه ما نخواهد توانست گذشت نویسنده/نویسندگان: محمد حسین سلیمانیان مدیر عامل شرکت بهین شار میبد زمان ارائه مقاله: 5/4/89 محل ارائه مقاله: شرکت عمران ومسکن سازان استان یزد |
|
زمان ، مکان ، تاریخ ، کدامیک عامل تعیین کننده در تعهد انسانی ماست ؟ امروزه روشهای زیستن محدود و محکوم به روشهای جمعی شده است ، شاید ما نیز مجبوریم که همچون دیگر مردمان زندگی را در سخره ی خویش گیریم ، چون حقیقت ، معنای گمشده ای است در میان ازدحام آنانی که همه گناهکارند وفراموش کار! انسانهایی که برای ترس از دست دادن خوشبختی فقط کار می کنند و نمی دانند که کار کردن و کسب در آمد برای مقاصد کوچک وبی ارزش همچون دویدن در مسیری نامعلوم است . قطعاً حقیقت ، پیروی از دستورات حاکم کنونی بر شرایط تحمیلی انسان نیست ، بطور یقین پرسه زدن در میان جمع کثیری از مردم، معنای زندگی کردن به منظور گذران آن و کسب درآمد نیست ، چون همیشه تاریخ نشان داده که عمده ی مردم نادانند ، اینان کسانی اند که سرنوشتشان همیشه در گرو سرنوشت دیگری است و اینان سرنوشت ساز نیستند و تاریخ آنان را سیاه لشکرانی بیش نمی پندارد . آشکار است که تاریخ دروغ نمی گوید ، تاریخ مقیاس زیستن در طبیعت را رعایت تناسب و اعتدال در قوانین طبیعت می داند، چون زندگی و طبیعت دو واژه ای اند که تاریخ ممزوج شدن آن دو را در شرایط بسیاری نظاره گر بوده و اینکه در دایره زندگی انسان امروزی بیش از هر چیز حلقه ی مفقوده ، انسان است نیز به تجربه ی آن اضافه گردیده است ، چون این مردمان خود نمی دانند که بسته شده اند به ارابه ی زندگی و در پایان سهم آنان همچون ...، فقط جیره ی روزانه خویش است نه بیشتر ! البته مختصر استراحت نیز لازمه ی کار برای فردای همان مردمان است. این زندگی در یک تسلسل واهی معنای خویش را به معنای زندگی حقیقی سپرده است ، وقتی گام اول فقط تلاش برای حفظ حیات در تمام طول زندگی است وتداوم آن مستمر ، در این صورت تلاش برای رهایی از این ارابه برای این انسان کاملاً ضروری است . وقتی پیشرفت دو چندان به سرعت زندگی می افزاید ، وقتی زیاده خواهی و فزون طلبی در این گذر معنا می یابد ، وقتی رابطه ی این انسان با طبیعت به فساد کشیده شد و آنگاه که زندگی این مردم در تب و تاب ندانسته ها سپری می شود ، واژه انسانیت سزاوار سرزنش است . گویی گناه آدمی انسان بودن اوست ! انسانیت اوست ! چرا که فراموش کرده ایم که انسانیم نه ... ، ما نمایندگان خدا بر زمینیم نه مالکان آن و نه هیچ چیز دیگر. هر که در بند گرفتار می شود برای آزادی فردای خویش می کوشد اما در حیرتم که این انسان چگونه در بند مانده و به هیچ نمی اندیشد یا نمی داند که در زندانی نادانی خویش بسر می برد ! آنان که اسم خویش را دانشمند نهاده اند و آنان که ردای فیلسوفان به تن کرده اند خود بگویند که برای آزادی و رهایی بشر چه کرده اند ؟ کشف هر روزه قوانین علمی و دستیابی به تئوری های پیچیده ی فلسفی آیا تاکنون تضمینی برای سعادت و آینده بشریت بوده است ؟ آیا تضمینی برای رشد ونمو انسانیت انسان واخلاق است ؟ آنچه مشهود است این انسان پرورش یافته ی همین قوانین است . آری ، موجوداتی که برای تهیه نان روزانه ی خویش به صد دروغ محتاجند ، گویی دروغ جزء لاینفکی از زندگی انسان امروز است چون در آن از هم پیشی می گیرند ! انسانهایی که از سر زیاده خواهی ، اصول نیاکانی خویش را در کف دست نهاده و انسانیت خویش را به حراج گذاشته اند ! یقیناً فزون طلبی بشر برای ترس از فقر نیست ، چون اگر چنین بود قناعت به دنبال خود به همراه می داشت ، بلکه زیاده خواهی بشر بخاطر گریز از اصول نیاکانی ماست ، گریز از دانسته هاست ، اینان انسانند یا شبه انسانهایی که در قوانین شما حتی تضمینی برای بقاء انسانیت آنها یافت نمی شود ؟ اینان فرزندان لیبرالیسم ومارکسیسم اند نه فرزندان انسان و انسانیت ! همیشه مطالعه ی تاریخ نقش مهمی در سرنوشت آینده آدمی داشته است ، مطالعه ی صده های اخیر معین نداشته های ما در اخلاق و انسانیت است ، اما درب های علم و فلسفه بر روی تاریخ نویسان باز بوده است ، اما امروزه باوجود این همه دانشمند و فیلسوف که از کشفیات و نظریه پردازی های آنان به عنوان جهش قرن می توان یاد کرد ، شاید فقط بتوانند دهه ای را نجات دهند ، در حالی که هنوز به وضوح آشکار است که آینده بشر در دستان اینان جز به دیوانگی و ویرانی بشر نخواهد انجامید ، گویی اینان متفکرانی اند که جز به سعادت خویش نمی اندیشند ! شاید هیچگاه تاریخ تا به امروز چنین در بحران انسانیت گرفتار نیامده است ، وقتی انسان به سرعت با بزرگ شدن شهرها و پیشرفت های حیرت آور علمی مواجه شد ، ماشینی و صنعتی گشت ، آنگاه رعایت تناسبات خویش با طبیعت را کم کم به دست فراموشی سپرد ، در حالی که تمام تلاش طبیعت رعایت مناسبات این انسان است .عدم رعایت تناسبات خود با زمان و مکان باعث شد زودتر از زود جهش های علمی ما را به نبوغ فکری جهت زندگی بهتر در شرایط کنونی سوق دهد ولی ما را به بلوغ فکری جهت زندگی بهتر در شرایط آینده سوق نخواهد داد . مسلماً انسانی که تا چند دهه ی پیش با احشام سفر می کرد و حال با فضاپیما کرات دیگر را در نوردیده ، همه ی مناسبات اولیه اش به تناسب در این زمان اندک رشد ننموده، ظاهراً این انسان انسانیت خویش را با قیمت اندکی به تسهیلات علم ارزانی داشت و به زندگی خویش نا خواسته فقط سرعت وشتاب بخشید و از آرامش فاصله جست ، در صورتی که ظاهراً پایان خوشبختی را فقط علم رقم خواهد زد ، این خود برای بشر سرنوشتی است بس هولناک! به هر حال آنچه می تواند آیندگان را در مسیر حقیقی قرار دهد یافتن روشی صحیح ومتعادل برای زندگی اکنون این بشر است ، زیرا ما از پلی به واسطه ی گذشتگان عبور کردیم که آیندگان به واسطه ی ما نخواهند توانست گذشت ، این همه ی میراث ما برای آیندگان است، کاشتن تخم تشتت ، کینه توزی ، عدم رعایت اخلاق ، جنگجویی و بد خواهی است که تقدیم نسل آینده خواهیم کرد ، آن هم بر سر آنچه که متعلق به گذشتگان است ! واما انسانیت ،آن واژه ی غیر قابل انکار ، آن لذت تمام نشدنی و آن صورت حقیقی زیستن وآن رها از همه ی دست آلوده ها، و اماانسانیت ، رفتار مهربان طبیعت با انسان و آن سلام خدا بر آدمی و آن نگاه متحیرانه ی فرشتگان بر انسان، و اماانسانیت ، فاش کننده ی اسرار خدا وستیز بین جاودانه هاست، این را که می داند: این مردمان که اسباب زحمت خویش فراهم می کنند ، می دانند ؟ یا آن رهبران که ذهن آشفته ی خویش وا نهاده اند ؟ در حالی فراموش کرده ایم انسانیم که در تلاشیم در خارج از این چهار چوب روشی برای بقایمان ، برای رسیدن به خواسته هایمان اختراع کنیم ودر حالی قوانین انسانی را نادیده گرفته ایم که گویی از ضرورت تعامل خود با طبیعت و خدای خود بیخبریم! |
|
ثبت کننده در سیستم: مدير سايت تاریخ ثبت: 1389/5/4 09:00:39 تعداد مطالعه 96 مرتبه بوده است. |
مبانی ارزشگذاری بافتهای تاریخی و بافت فرسوده 





