سرای درج(تیمچه چاووش)
تصوير روز
این ملک با کاربری مرکز شهر در نزدیکی میدان امیرچقماق واقع شده و از محل اعتباراوراق مشارکت خریداری شده و هم اکنو ن در مرحله عملیات اجرایی مرمت و نوسازی میباشد .

بسته حمایتی نوسازی در بافت

سقف تسهیلات

سقف تسهیلات به ازای هر واحد نوساز برای ساخت غیر صنعتی تا دویست میلیون ریال و برای ساخت صنعتی تا دویست و پنجاه میلیون ریال میباشد .

نوخ سود تسهیلات

نرخ سود تسهیلات معادل 12 درصد (بدون قرمز شدن فرم ج )  میباشد .

سپرده گذاری برای دریافت تسهیلات

تسهیلات اعطایی بدون نیاز به سپرده گذاری است .

زمان ساخت و مدت بازپرداخت

زمان ساخت و بازپرداخت تسهیلات جمعاً پانزده سال است .(حداکثر دو سال برای ساخت و سیزده سال برای بازپرداخت )

رسوب تسهیلات

این تسهیلات بدون رسوب ( ماندگاری پول در بانک ) در دوران فروش اقساطی میباشد .

اضاقه اشکوب

پرداخت تسهیلات به منظور احداث واحد مسکونی بر روی واحد موجود ( اضافه اشکوب ) و با توسعه افقی بنا به منظور احداث یک واحد مسکونی مستقل با ارائه معرفی نامه از مرجع صادر کننده و اخذ گواهی استحکام بنا به تایید مهندس ناظر و ارزیاب بانک .

املاک فاقد سند ثبتی

1- تسهیلات در شهرهای زیر 25000 نفر جمعیت ، با اخذ سفته و با ضمانت کارمند رسمی پرداخت میشود .

2- درصورت ارائه سند غیر منقول قابل ترهین  مازاد (برای کلیه شهرها اعم از شهرهای با جمعیت زیر 25000 نفر جمعیت ) پرداخت تسهیلات امکان پذیر است .

قابلیت تبدیل به تسهیلات خرید

1- قابلیت تبدیل تسهیلات به فروش اقساطی ( انتقال به خریدار )

2- قابلیت تبدیل به تسهیلات خرید برای سازنده حداکثر تا سه واحد مسکونی به نام متقاضی و فرزند صغیر وی .

پرداخت بخشی از تسهیلات برای تخریب و آماده سازی

پرداخت 10 میلیون ریال جهت تخریب ،آماده سازی و شروع عملیات به ازای هر واحد مسکونی نوساز

تخفیف و تقسیط عوارض ساخت و تراکم ساخت

1- تخفیف حداقل 50 درصد هزینه های عوارض ساخت و تراکم .

2- تقسیط بدون کارمزد باقیمانده عوارض با حداکثر سه سال دوره تقسیط .

محفوظ ماندن حق الامتیاز خدمات زیر بنایی

حق الامتیاز آب ، برق ؛ گاز، تلفن و نظایر آن پس از نوسازی بدون دریافت حق نگهداری محفوظ بوده و دستگاههای ذیربط موظفند در اسرع وقت نسبت به برقراری و تامین خدمات مورد نیاز و مازاد بر وضع قبل از نوسازی اقدام نمایند .



خرابه گزینی در درون ، حاشیه نشینی در برون و آشفته سازی در میانه شهر یزد

اگر بمانم کجا بمانم                   و گر گریزم کجا گریزم

شاید زمان آن رسیده باشد که خط سیر کنونی به ظاهر توسعه شهرمان را رها کنیم و یا لااقل بدان دامن نزده و شتاب نبخشیم . توسعه به طرف بیابانهای حاشیه شهر و تبدیل محلات قدیمی به خرابه های اسفناک ، این دو امری که بهم پیوسته است و رابطه ای مستقیم دارد یعنی هر چه شهروندان به حاشیه شهر پرتاب شوند خرابه گزینی در محلات قدیمی شهر جدی تر و گسترده تر میشود . این آن چیزی است که من آنرا" سرطان خوش خیم " نام نهاده ام . سرطانی که به مرور زمان پیکره شهر را رو به زوال میبرد و شهروندانش را نزار و بیمار میگرداند . آنها را در میانه ماندن یا گریز بی تردید وا میدارد چنانچه اگر او بتواند گریز را به حاشیه شهر نمی بیند . جایی که با چنین ساخت و سازهایش برای همیشه پوچ باقی خواهد ماند و ساکنانش هیچ انگیزه ای برای زیستن نخواهند داشت و هیچ کانون گرمی در آنجا متصور نیست . اینک و در اینجا این نکته مطرح است که چگونه چنین شد ؟ و آیا راهی برای توقف آن وجود دارد؟ این دو سوالی است که در این مقاله ، جٌنگ وار بررسی خواهد شد.

 ·        حاشیه نشینی ، خرابه گزینی  و عوامل آن :

- در گذشته حاشیه نشینی به مردمانی گفته میشد که از روستا به شهر مهاجرت کرده و چون در اقتصاد شهر جذب نمی شدند ناچاراً حلبی آبادها زاغه ها و گودها را بوجود می آوردند . اما امروز مسئله بسیار پیچیده و جدی شده است و تفاوت بنیادی با گذشته دارد . مردمان ساکن در مرکز شهر به لحاظ کهنه بودن ، نداشتن دسترسی ، تجدد طلبی و پشت کردن به فرهنگ و تاریخ خود طالب مکانی دیگر برای سکونت هستند . این مکان کجا و چگونه می تواند باشد ؟ دولت و مدیران شهری معمولاً زمینهای خالی اطراف شهر را راحت ترین و بهترین مکان برای آماده سازی و در اختیار قراردادن به کسانی که ساختمانهایی بر روی هم انباشته میکنند می پندارند . پس مردمان گریز از مرکز ،را با شتاب به سوی این مکانها فرا می خوانند و این ساکنان گیج ، ناگهان خودرا پرتاب شده در این مرغ دانیهای حاشیه شهر گرفتار می بینند . آنها ابتدا سعی در قانع نمودن هر چه بیشتر خود در این لانه ها دارند اما کم کم حس می کنند که درسوراخی به تله افتاده اند و هر سوراخ از گروههای شناخته شده دیگر جدا افتاده است و ظاهراً دیگر کار از کار گذشته است . پس آنگاه روستائیان و مهاجران خود را در مرکز شهر     می بینند . رها شده وبی هیچ تعلق خاطر . آنچنان که زبان محیط خود را نمی فهمند و این چنین حاشیه نشینی و خرابه گزینی رخ داده است . اما سوال در این است که این واقعه بوسیله سوداگران که آگاهانه شهر را شکل میدهند بوجود آمده یا تابع سرنوشت کور است ؟ چنانچه به لحاظ تاریخی قضاوت کنید همه حاصل سرنوشت و اگر کمی تامل کنید درخواهید یافت که ساکنان شهر چگونه به خاطر پریشانحالی ، در تله سوداگران گرفتار آمده اند و این نظریه تاریخی را مردود میسازد . اما اینک چرا اینگونه شد ؟ چنانچه جزئیات را کنار بگذاریم دو عامل اصلی را میتوان به عنوان موتور عمده این حادثه به شمار آورد که ساخت شهر را بسیار زشت و غیر منطقی و آزاردهنده کرده است .

 

اما این دو عامل : به سال 1350 بر میگردیم سه و نیم دهه از آن زمان گذشته است یزد در آن سال 900 هکتار مساحت و 120.000 نفر جمعیت داشته چنانچه تراکم ناخالص جمعیتی آن به 130 نفر در هکتار بالغ می شده است . در سال 1352 قرارداد طرح جامع یزد با مهندس مشاور دانشکده هنرهای زیبا دانشکده تهران منعقد میشود طرح زیر نظر پروفسور کورانی و میکارا  از  رم   و استاد توسلی ، مرحوم استاد مزینی و استاد طبیبیان از دانشگاه تهران بوده است . در این طرح سه آلترناتیو برای شهر تا سال 65 ارائه میگردد . (اسکیس های 1.2.3 ) تهیه کنندگان طرح اما دو نکته مورد نظر را به دقت زیر نظر گرفته و برآن آگاهی کامل داشته اند :

 

1)      کمربندی شهر باید در شمال و شرق احداث شود .

 

2)     شهرک صفائیه نمی تواند جزیی از بدنه شهر تلقی گردد . این دونکته در هر سه آلترناتیو تکرار میشود و بحث و جدلها درباره آن آغاز میشود .

 

اجرای کمربند شمالی که از پشت خلدبرین میگذرد نه تنها عامل توسعه نیست که خود از توسعه بی رویه می کاهد اما چنانچه اجرای کمربندی در جنوب و غرب اتفاق بیافتد تمامی زمینهای مرغوب کشاورزی و باغات شهر را می بلعد و سرعت توسعه سرطانی بالا میرود و شهر به پیرامون خوددست اندازی میکند وکسی را یارای مقابله با آن نیست و این گونه ، طراحان به لحاظ آگاهی بسیار از کمربندی غربی و جنوب پرهیز کرده و در مقابل سوداگران که با این طرح امید خود را از دست داده بودند مقاومت کرده و به نظریات خود اصرار ورزیده اند .

 

دومین نکته ای که سوداگران بر آن تاکید میکردند آوردن شهرک صفائیه در محدوده شهر یزد بوده که طراحان طرح جامع به شدت با آن مخالفت میکنند زیرا آوردن این شهرک در محدوده عامل و موتور اصلی توسعه در جنوب شهر خواهد بود بعلاوه مابین شهرک و بجای آن تلی از بتن ظهور خواهد کرد . این بحث و گفتگو حتی به دربار کشیده شده و مرتباً تصویب طرح به تعویق می افتد . در سال 54 مرحله اول طرح مصوب میشود و طرح همچنان مورد بی مهری است . در سال 57 انقلاب میشود در سال 58  انقلاب طرح توسط گروه شهرسازی عمران شهری با کمی اختلاف مصوب میشود .اما طرح مورد بی مهری است و درسال 61 بحث تجدید نظر میشود و در سال 63 طرح جامع تجدید نظر تهیه و تصویب میشود اما جالب است .

 

که نظر مسئولان شهری و طراحان بر آن قرار میگیرد که هم کمربندی شمالی جای را به کمربندی جنوبی و غربی میدهد و هم شهرک صفائیه جزء محدوده شهر قرار میگیرد و این چنین است که این دو عامل خطرناک به عنوان موتور توسعه مرگبار شهر یزد در دستور کار قرار گرفته و زمینه برای سوداگران فراهم و حاشیه نشینی و خرابه گزینی بروز و ظهور به تمامی میگردد . چنانچه در سال 65 کمربندی غربی جنوبی آغاز و پس از اندک زمانی به یک خیابان شهری تبدیل میشود و توسعه سرطانی از اطراف این کمربند بسوی صفائیه و از صفائیه به سوی کنار گذر بعدی با فاصله زیاد انجام میگیرد وسعت شهر در سه دهه به 12 برابر میرسد و آپارتمانها هم اکنون کنار گذر جدید را در می نوردند و حاشیه نشینی اینگونه در حال رشد و نمو است و بنظر میرسد آنچنان این دو موتور توسعه سرطانزا پر قدرت است که یزد را به مهریز متصل میسازد .

 

اما این کنار گذر غربی وجنوبی اثر خود را در توسعه به طرف تفت و هر آنچه میان این دو شهر است ادامه میدهد و در این میان موتورهای کوچکتری به عنوان عناصر کلان شهری این توسعه را تشدید کرده اند که در آن میان می توان به بیمارستان ، پارک ، کوهستان ، دانشگاه و غیره اشاره کرد و بدین گونه می توان طرح اولیه جامع یزد را به گونه ای تقدیس آمیز ستود و کسانیکه را که به جای تصمیم های صحیح به بی راهه رفته مورد نکوهش قرار داد زیرا این توسعه سرطانزا آنچنان قوی گردیده که بنظر میرسد کسی را یارای مقابله با آن نیست ولااقل کنترل آن امکان پذیر نمیباشد اما انتظار میرود این سیاست رها شود و محدوده های شهر قرص و محکم گردیده و رشد درونی در دستور کار قرار گیرد.


 
به وب‌سايت اطلاع‌رساني شركت عمران و مسكن سازان استان يزد خوش آمديد.



آيا با واژه سيم گل (SIM-GEL) آشنايي داريد!!؟؟


قابل توجه درخواست کنندگان تسهیلات بانکی





مقالات
مقیاس فلسفه ی مدرن
1389/5/13 06:43:59
محمد حسین سلیمانیان مدیر عامل شرکت بهین شار میبد
بحران انسانیت در جهان ماشینی
1389/5/4 09:00:39
محمد حسین سلیمانیان مدیر عامل شرکت بهین شار میبد
مبانی ارزشگذاری بافت‌های تاریخی و بافت فرسوده
1389/3/26
دکتر محمد مسعود، مهندس و دانشجوی دکترا حمیدرضا بیگ‌زاده شهرکی
آمار سایت
 » شروع سایت: فروردین 1385
 » خبر ثبت شده: 253 مورد
 » مقاله ثبت شده: 26 مورد
 » در حال بازدید: 6 نفر
 » بیشترین بازدید همزمان: 96 نفر
 » بازدید امروز: 163 مرتبه
 » بازدید دیروز: 182 مرتبه
 » کل بازدید: 102229 مرتبه
 » میانگین: 77 بازدید در روز